تبلیغات
قطره (ای از زندگی یک درگیر کامپیوتر) - مطالب حرفهای خودمانی
 
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.

دوکشور

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 6 مهر 1393-11:24 ب.ظ


دوستم می گفت می دانی چرا کشور چین می تواند مردم کشورش را سیر کند درحالیکه اینهمه جمعیت دارد؟یه علتش این است که اونجا همه خانهiها به کارگاه تبدیل شده.همه دارند کار می کنند و دولت هم کمک می کند و هر مساعدتی بتواند می کند تا ملت کار کنند  
اونجا تا بفهمند یکی می خواد کار کند سریع کمکش می کنند تا کارکند و دست چند نفر را هم مشغول کند و انشالله که محصولش به صادرات هم برسد
در عوض چند کشور اونورتر یه کشوری هست که همه جور منابع و امکانات داره ولی بیکار زیاد داره و... .می دونی این کشوره چرا اینطوری است؟گفتم چرا؟
گفت آخه اونجا نمی زارند کسی کار کنه.تا بفهمند یکی می خواد کار کنه هرکی هرجور بتونه چوب لای چرخش می زاره.اول شهرداری می اد می گه اینجا تجاری نیست.وسریع تخته اش می کنه.بعدم که مالیات و بیمه و جواز و صنف و اداره اماکن و بهداشت و استاندارد و ... .هزار تا داستان دیگه..اونقدر به یارو گیر می دن  تا یارو بی خیال کار کردن بشه و بره به سمت دزدی.دیگه اونوقت کسی باهاش کاری نداره.مگه اینکه شاکی خصوصی داشته باشه.

چی بگم.



لایه های اعمال

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 2 مهر 1393-08:12 ق.ظ

هر عملی دو جزء دارد.شکل و ظاهر و نیت  و باطن.و چهار ترکیب وجود دارد:
1-شکل خوب و نیت وخوب
2-شکل خوب و نیت بد
3-شکل بد و نیت خوب
4-شکل بد و نیت بد
خوب بدیهی است که دردنیای ایده ال فقط حالتهای 1 و 4 وجود دارند ولی در دنیای واقعی همه حالتها هستند.در مورد حالت یک و چهر که اصلا حرفی نیست.چیزی که باید مواظب آنها باشیم حالتهای 2 و 3 است.بدیهی است که عقل ما رفتار 3 را بسیار بیشتر از رفتار 2 می پسندد .
رفتار 3 ما دوستی است که بلد نیست چگونه حرفهای خوب بزند.ولی رفتار 2 مال یک منافق است که می خواهد ما را سرکیسه کند.
از این بحث بگذریم.
می توان گفت هر عملی سه جزء دارد.
1- ظاهر
2- باطن
3- دیدکلی
مثلا وقتی دختر من یا زنم تمارض می کند و خود را به مریضی می زند:ظاهر این است که مریض است.باطن این است که توجه می خواهد ،دیدکلی این است که مقدار  دریافتی محبتش کم است .یا کلا کم است یا قبلا زیاد بوده الان کم است.
اگر یک زنی پشت یکی دیگه می اید برای شما حرف می زند: ظاهر این است که دارد مثلا درد دل می کند.باطن این است که میخواهد شما رانسبت به او بدبین کند.دید کلی این است می خواهد روابط شما را از بین ببرد.
به نظرم برای اینکه بشود عکس العمل مناسب به یک رفتار نشان بدهیم باید دید کلی رفتار را پیدا کنیم و مطابق با آن عمل کنیم.مثلا اگر دید کلی این است که روابط ما را بافلانی بهم بزند خوب شاید بهتر باشد همن اول خودمان بهم بزنیم یا اینکه حواسمان باشد که روابط بهم نخورد.در هر دو این حالتها رفتار فرد را خنثی کرده ایم.
مثلا وقتی پدری به بچه اش میگوید من برای تو فلان وسیله بازی را نمی خرم و یا سینما نمی برم ظاهر که مشخص است.باطن ممکن است این باشد که بچه بشیند درس بخواند و دید کلی این است که نگران وظعیت درسی بچه اش است.اگر این نگرانی را بتوانی برطرف کنی مشکل سینما هم حل است و یا حالتهای دیگه.

پس از این به بعد سعی کنیم علاوه بر توجه به باطن رفتار به دید کلی و استراتژی هر رفتار هم دقت کنیم و سعی کنیم مطابق با دید کلی عکس العمل نشان بدهیم.



کسب ارامش

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
جمعه 21 شهریور 1393-10:20 ب.ظ



ساده ترین راه برای کسب آرامش قناعت است

قناعت به همسر

قناعت به بچه

قناعت به درامد و حقوق

قناعت به وضع خونه و زندگی

قناعت به وضع تحصیل و مدرک

کلا قناعت به هرچی که داری

البته اینطوری شاید اصلا پیشرفت نکنی ولی آرامش داری

راستی بعضی وقتها و برای بعضی اشخاص این روش اصلا روش آسونی نیست.خیلی هم سخته



سرمایه انسانی

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
جمعه 21 شهریور 1393-04:24 ق.ظ


یکی از دارایی های هر سازمان منابع انسانی آن است.البته تو ایران سازمانها و شرکتهای دولتی و نیمه دولتی معمولا بهایی به این سرمایه و دارایی نمی دهند و ارزش خاصی براشون نداره.ولی چنین دارایی وجود داره.نیروی انسانی هر سازمان افرادی هستند در سازمان که از سازمان حقوق می گیرند تا برای سازمان و یا شرکت کاری بکنند.به منافع شرکت اهمیت بدهند.نمی شه توقع داشت که منافع سازمان را بر منافع خودشان ارجح بدانند.مگر اینکه سازمان برایشان مقدس باشد.ولی می توان توقع داشت که به منافع سازمان اهمیت بدهند و برای اینکه هزار تومان گیر خودشان بیاد صد هزار تومان به منافع سازمان ضربه نزنند.برای حفظ بیروی انسانی سازمان باید هزینه کند.چون ممکن است براحتی نیروهای با ارزش را از دست بدهد.نمی دانم قانون 20-80 کارمی کند یا نه.ولی اگر کار کند یعنی 80 درصد سود و درامد سازمان حاصل کار 20 درصد نیروهایش است و باید از آنها محافظت کند.بگذریم.
ازاین که بگذریم.هرانسانی هم یه دارایی داره به نام نیروی انسانی .
به نظرم نیروی انسانی هرکسی ،افرادی هستند که در دور وبر فرد هستند که حاضرند بدون دریافت پول یا هزینه براش کاری بکنند.مثلا ایا کسی را دارید حاضر باشه  چند ساعت بی مزد و مواجب پیگیری کارهایتان را بکند؟
مثلا صبح پاشود و برود یک شهر دیگه و یک کاری را برای شما انجام بدهد و برگردد؟
آیا کسی از اون ور شهر می زند بیاید این ور شهر شما را ببیند؟
آیا کسی هست که دلت گرفته تلاش واقعی بکند که شاد شوی؟
آیا کسی را داری که بدون اینکه سود بگیرد بهت پول قرض بدهد؟

چیزهایی از این دست را می توان به عنوان منابع انسانی هر کس نام برد.هرکس یه سرمایه انسانی دارد که به نظرم هرچه بیشتر باشد ، نشان از شخصیت و ادب و شعور و ... فرد دارد.و سرمایه اصلی  اون فرد است.یعنی اگر می خواهیم ببینیم یک نفر چقدر با ارزش است اول باید سرمایه انسانی او را بسنجیم.بعد به ماشین و خونه و موجودی بانکی اش نگاه کنیم.اگر سرمایه مالی بالایی داشت ولی سرمایه انسانی بالایی نداشت ،یعنی ادم غیر قابل تحملی است.و بلعکس.
از امروز به فکر افزایش سرمایه انسانی الان باشد.سرمایه انسانی را در دو بعد می توان زیاد کرد.در طول و در عمق.در طول یعنی کلی ادم دور وبرت باشند که وقتی شنیدند مردی بگن خدابیامرزدش.ادم خوبی بود.
این یک حداقل است.و در عمق یعنی حداقل یکی دونفر رو داشته باشی که حاضر باشند بخاطرت قانون رو زیر پا بزارن.اگه شنیدن یه نفر رو کشتی کمکت کنند و پناهت بدن.حتی اگه بعدا بخاطرش زندان برند. و... .

ادمهای خلافکار معمولا یکی دوتا دوست اینطوری دارند.یعنی سرمایه انسانی کم عرض و عمیقی دارند.و ادمهای معمولی خوب محافظه کار که سرشون به لاک خودشون است  غیر اجتماعی هستند و با کسی کاری ندارند کلی سرمایه انسانی در عرض دارند.ولی معمولا در عمق ندارند.چون برای کسی در عمق کاری نکرده اند.


راستی سرمایه انسانی شما چقدر است؟





پولدار نامید

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
جمعه 7 شهریور 1393-10:53 ب.ظ

قشر متوسط و فقیر راه حل نود درصد و یا صد در صد مشکلات خود را در پولدار شدن می داند.امید دارد که پولدار بشود تا همه مشکلاتش حل بشود.این امید انگیزه ای است برای تلا های زندگی اش.
ادمهای پولدار بخصوص اونها که خیلی پولدارند،مشکلای دارند که با پول حل نمیشه.فکر کنم اونها عموما برای حل این مشکلات امیدی ندارند.
ترجیح می دم کم پول امیدوار باشم تا پولدار نامید

احترام

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 5 شهریور 1393-01:32 ب.ظ

یکی دیگه از نکاتی که باید رعایت کنیم احترام به عقائد و علائق طرف مقابل است.اگر عقائد و علایق طرف دوم برای شما جالب نباشه و یا احمقانه به نظر برسد و و مرتب انها را به تمسخر بگیری و یا بخاطرش غر بزنی ،به نظرم فاتحه رابطه خونده است.

یه مشکل بزرگی که توهین به عقائد و علاقه طرف مقابل دارد ،این است که شما عمق فاجعه را نمی فهمی.مثلا وقتی بزنی تو گوش من ،از روی صداش می فهمی که چقدر محکم زده ای.جاش قرمز می شه و رفلکس بعدی من نشون میده که خیلی ناراحتم.و دردم امده است.قطعا خودت هم میدونی که وقتی بزنی تو گوش یه نفر ،طرف ازرده میشه و باید از دلش در بیاری و غیره.
ولی فرض کن من عاشق مگسم.چند تا عکس از مگس زدم به در و دیوار اتاقم.و تو عشق به مگس را درک نمی کنی و آنرا احمقانه می دانی.
مسلم است که علاوه بر اینکه به خودت اجازه می دی تا دلت خواست به مگس فحش بدی و تو هین کنید و بهش بخندی.قطعا حتی متوجه هم نمیشی من چقدر ناراحت می شم.یعنی اصلا به من حق نمی دی ناراحت بشم.می گی اخه مگس هم مگه عاشق شدن داره.و کلی می خندی.

من هرگز نمی تونم عشقم را به مگس به تو بفهمونم.لذا یک روز تصمیم می گیرم باهات کات  کنم.چون نمی تونم تا ابد تو یه رابطه ازاردهنده بمونم.

تو هی به عشق من( مگس ) تو هین کنی و من دفاع نکنم؟نمیشه که .

پس هرگز به علائق و عقاید طرف مقابل توهین نکنید حتی اگر به نظرتون احمقانه بیاد.حتی اگه لایق نباشند.

یکی از این علائق و عقاید اطرافیان نزدیکان  اون هستند.مثل مادر و خواهر و برادر و غیره.حتی اگه به نظرتون مگس بودند بازهم بهشون بی احترامی نکنید .رنجش عظیمی در دل طرف ایجاد می کنید که حتی  متوجه عمق آنهم نمی شوید.

یک ویدئو و یک ایده

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 15 مرداد 1393-09:23 ق.ظ

لینک دانلود

و اما یک ایده.
به نظرم این روزها که ار برنامه های اجتماعی استفاده می کنیم بخصوص وایبر ،با مشکل بزرگ پیغامهای تکراری مواجه هستیم.خیلی خوب است که شما که توانمند هستید بشینید یه برنامه بنویسید و از دریفا پیغامهای تکراری جلوگیری کنید.به نظرم خیلی ارزشمند است و به درد بخور.یجتمل وایبر هم از شما بخره.


یک ویدئو زیبا

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 1 مرداد 1393-11:57 ق.ظ

ویدئو زیر را دانلود کنید و لذت ببرید

لینک دانلود




حل مشکل ضبط تیبا

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
دوشنبه 30 تیر 1393-11:14 ق.ظ

این تجربه شاید ربطی به کامپیوتر نداره ولی شایدبه درد کسی خورد.

دوماه پیش من یه تیبای صفر از کارخونه تحویل گرفتم.فکر کنم مشکل قطعی برق داره.و تو دست انداز برقش قطع میشه.این اتفاق خیلی کم پیش می اد.در هرصورت برای من پیش امد و یه لحظه برق قطع شد.من خیلی این قطعی رو حس نکردم و لی ضبط ماشین حس کرد.لذا کد خواست.

ضبطهای ماشینهای تیبا و پراید و غیره با خودشون یه کارت دارند که رمز ضبط است و هروقت برق ماشین به هر علت قطع شد با استفاده از رمز روی این برگه ،ضبط به کار عادی خود ادامه می دهد.
عددی که روی برگه همراه ضبط من بود عدد 3165 بود.ولی این عدد رو که وارد کردم ضبط کار نکرد.چند بار این کار رو کردم بی فایده بود.و به حالت ارور رسید.مال من به ارور 06 که رسید دیگه بی خیال شدم و رفتم سراغ امداد خودرو.دست آخر رهنمون شدم یه شماره موبایل بهم داده شد و قرار شد اون آقا کمکم کنه.
اقای بسیار خوش برخوردی بود.گفت کمی صبر کن تا گزینه  error 06  به 06 0000  تبدیل شود .بعد رمز 1234 را تست کن.
تست کردم و ضبطم درست شد.ولی بیش از یک هفته طول کشید تا من تونستم به این راز دست پیدا کنم.به چند نمایندگی زنگ زدم.
ضبط رو باز کردم و غیره.
امیدوارم این تجربه به درد یک نفر حداقل بخورد.


انقلاب

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 28 تیر 1393-04:51 ق.ظ



گفته می شود که ما ایرانی ها بخاطر نان و آب قیام نکردیم.شاید راست بگویند.چون وقتی به وضعیت فعلی و وضعیت زمان قیام و انقلاب فکر می کنیم ،ناخودآگاه چنین به ذهنمان می رسد که اون موقع همه چیز خوب بوده و ملت از روی شکم سیری انقلاب کرده اند.

یه هرمی هست به نام هرم نیازهای مزلو.در پایین ترین سطخ نیازهای اولیه مثل خوراک و پوشاک وجود داره.در سطحهای بالاتر نیازهای عالی تر.مثل علم و خودشکوفایی و غیره.

به نظر می رسد که ملت اون موقع نیازهای سطخ اولشون ارضا و اقناع شده بودند لذا دنبال اقناع نیازهای بالاتر مثل دین و معنویت بودند.

ولی بعد از انقلاب و بخصوص در سالهاس اخیر وضعیتی در کشور حاکم شد که همه فقط به فکر حل نیازهای اولیه هستند و کمتر کسی به فکر قیام برای اسلام است.لذا اگر اکنون قیامی رخ دهد جهت آزادی یا ترویج بی دینی است.چون نتیجه قیام برای دین که توسط گوشت و خون مردم چشیده شده است.

 
پس نتیجه می گیریم که احتمالا اون روزها دغدغه مردم نان نبوده و برای اون قیام نکردند چون نانشان تامین بوده
بگذریم
 

محیط

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
دوشنبه 23 تیر 1393-01:38 ب.ظ


قبلا گفتم که تصویر ذهنی خیلی مهم است.مثلا وقتی سنت کم بوده دوست داشتی یه مهندس بشی بعد بزرگ شدی و یه راننده شدی.خوب اگه گرفتار روزمرگی شدی و یادت رفت که قرار بود چی بشی که هیچی.ولی اگه هر از گاهی از ماشین پیاده شدی و امدی بیرون و به خودت نگاه کردی و دیدی قرار نبوده اینطوری بشه یه حس بد بهت دست می ده.
حالا می ریم سراغ امید.اگه امید باشه که وضع بهتر بشه باز شرایط بد امروز قابل تحمل است اگه امید هم نباشه که دیگه فاجعه است.

برمی گردیم به محیط.گاهی محیطی که توش هستیم خیلی محیط بد و غیر قابل تحملی است.به هر دلیل اونطوری که ما دوست داریم نیست.
گاهی این محیط بد و غیرقابل تحمل محیط محل کار است.ولی وقتی برمی گردیم خانه شرایط خوب می شود.لذا وقتی در محل کار هستیم به این امید داریم که بر می گردیم خونه و همه چی قابل تحمل میشه.وقتی در محل کاریم همش منتظریم که برمی خانه.
گاهی این محیط بد دانشگاه است.
گاهی یک شهر است .
 گاهی یک کشور
.گاهی شرایط کشور مطلوبت نیست .اون وقت دیگه  هیچ جا جات نیست.هر جا که باشی احساس خفگی بهت دست می ده.اونجاست که باید دعا کنی کاش کمتر می فهمیدی.
ولی وقتی می فهمی دیگه نمی تونی نفهمی.فقط خودتو باید بزنی به بی خیالی.
پی نوشت : گاهی شرایط کل منظقه و دنیا مطلوب نیست.اون موقع یه احتمال دیگه هم هست.شرایط خودت مطلوب نیست.یا طرز فکر و عینکتو عوض کن.



علافی

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
چهارشنبه 18 تیر 1393-11:50 ق.ظ

قدیمها وقتی می رفتیم به ادارات مختلف و یا بانکها و یا قوه قضاییه با یه مشکلی مواجه می شدیم به نام علافی.
یعنی باید صبر می کردیم تا نوبتمون بشه.
باید صبر می کردیم تا کارمند مربوطه کار قبلی اش رو تموم کنه.
باید صبر می کردیمتا کارمند مربوطه پرونده مارا از بین کلی پرونده پیدا کنه.
باید صبر می کردیم تا یه سری فرم و غیره پر بشه و ...   .

به این می گم علافی سنتی.
این روزها وقتی می ری به همون ادارات بالا معمولا باید یه شماره بگیری و بشینی  تا صدات کنند.پس باز هم باید صبر کنی و اون صف هنوز هم هست.

بعد میری طرف داره با کامپیوترش ور می ره و اطلاعات شمارو وارد می کنه.یهو می گه سیستم قطع شد.باز هم باید صبر کنی تا سیستم وصل شه.

بعد ورود اطلاعات و غیره.
من به این می گم علافی مدرن.

مسلم است که با استفاده از سیستم همه چی بهتر شده .ولی به نظرم هنوزاون علافی وجود دارد .فقط کم شده است.قبلا اگه می رفتی پیش یه کارمند می فهمیدی داره کار می کنه یا نه.
الان چون تو نمی بینی تو کامپیوتر داره چکار می کنه نمی فهمی داره کار می کنه یا نه.

در مورد سیستم هم نمی فهمی مشکل از خود کارمند است یا سیستم.
همین


ماه رمضان

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 7 تیر 1393-08:51 ق.ظ

صبح داشتم فکر می کردم که چرا ماه رمضان پنج شنبه و جمعه هم تعطیل نیست و باید کل ماه را روزه گرفت.تازه مرخصی هم نداره.طبق قوانین کار دنیا هر یک ماه کار دو روز و نیم تعطیلی داره.خدا خیلی سخت گیره.

بعد گفتم شاید نگاه من به مسئله اشتباه است.می دانید طبق قوانین کار هر یکسال کار یک ماه مرخصی دارد.شاید ماه رمضان ماه مرخصی بدن است و در مرخصی که مرخصی نمی گیرن برن کار کنند.


حلول ماه مبارک رمضان مبارک باد.


توهم امنیتی بودن

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 17 خرداد 1393-12:59 ق.ظ

نمی دانم شاید اثرات جنگ باشد.شاید اثرات منافقین باشد.نمی دانم چرا  ولی اخلاق و فضای کشور و یا بهتر تفکر مردم امنیتی است.یکی دو مثال ساده می زنم.
1- مثلا فرض کن یک نفر به شما اس ام اس می دهد و عید و یا یک مراسمی را تبریک عرض می کند و شماره شخص در گوشی شما سیو نشده است لذا برای شما ناشناس است.حال برای اینکه بفهمید طرف چه کسی است وارد یک بازی پیچیده میشوید چون بعید است شماازطرف بپرسید شما ؟ و اون مثل بچه ادم خودش را معرفی کند.احتمالا تجربه دارید.
2- یکی ازویژگی های گوشی ها این است که شما می توانید عکس فرد را روی شماره آن قرار بدهید و برای اینکار باید موقع شماره گرفتن از طرف ازش عکس بگیرید.ومعمولا افراد در مقابل عکس گرفتن از خودشان مقاومت میکنند و دوست ندارند شما ازشون عکس بگیرید.آنهم بی دلیل.
در اخرین تجربه خودم دوستم که مذکر بود نگذاشت ازش عکس بگیرم.هرچی پرسیدم چرا دلیلی نداشت( انگار مسئله امنیتی است)بعد می بینم خودش عکسش را در وایبرش گذاشته.یعنی عکسش اصلا جنبه امنیتی ندارد.ولی اجازه هم نمی دهد من ازش عکس بگیرم چون می ترسد خطری تهدیدش کند.

همین



بررسی لاین و وایبر و واتس آپ

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
سه شنبه 13 خرداد 1393-12:59 ب.ظ

بررسی و مقایسه وایبر و واتس آپ و لاین
خوب امروزه هرکسی که یه گوشی اندرویدی داره و اینترنت هم داره حداقل یکی از این برنامه هارو داره و گاها بیشتر( بغیر از استثناها )
لذا بعنوان یک شهروند این دنیای مجازی به نظرم لازم شد که در مورد مقایسه این نرم افزارها با هم یک چیزی بنویسم ،تا ننوشته باقی نمانم.
کاربرد لاین با وایبر کلا متفاوت است.یعنی لاین بیشتر کارکردی شبیه فیس بوک و یا وبلاگ است.شما پست می نویسی و بقیه لایک می کنند یا کامنت می زارند.البته برای ارتباطات خصوصی هم استفاده می شود.لاین شماره تلفن طرف را به شما نشان می دهد و شما هم نمی توانی با دوست دوستت در لاین دوست شوی.برای اینکه با کسی دوست شوی حتما باید شماره اش را داشته باشی ویا اینکه ایشان شماره شما رو داشته باشه.
گروه بندی دوستان و ارسال پیام گروهی به اون معنی نداره) یا حدقل من فکر می کنم نداره.نسخه دسکتاپ برای نصب روی پی سی داره و شماره افراد را نمایش نمی ده.اگر شماره کسی رو از گوشیت پاک کنی همچنان می توانی باهاش فرند باشی.اگه برای کسی کامنت بزاری می تونی کامنت رو پاک کنی و یا ویرایش کنی ولی اگه لایکش کنی دیگه امکان حذف و یا تغییر نداری
اگر کسی اسم خودش را عوض کند ان اسم بر اسمی که شما در دفترچه تلفنت داری ارجحیت خواهد داشت.لذا بعضی از افراد موجود در لاینت را نخواهی شناخت.تنظیمات privacy خوبی دارد.
وایبر: بیشتر برای ارسال مسیج بصورت گروهی و شخصی بکار می رود.شماره و عکس افراد را می بینید.شماره دوستان دوستانتان را می بینید.امکان گذاشتن پست ندارید.امکان لایک کردن هم ندارید.اگر شماره یک نفر را داشته باشید به شما می گوید که در وایبر هست یا نه.عیب بزرگ وایبر به نظر من این است که بدون اینکه کسی از شما اجازه بگیرد می تواند شمارا در یک گروه ادد کند.البته به راحتی می توانید از هر گروهی خارج شوید.
در صورتیکه یک ویدئو و یا یک عکس برای شما ارسال شده باشد و بخواهید دوباره انرا ارسال کنید باید یک بار دیگه انرا اپلود کنید که این موجب مصرف پهنای باند اینترنت شما و کندی ارسال خواهد شد.
اشکال بعدی این نرم افزار این است که وقتی شما یک مطلب را برای تعدادی ارسال می کنید( ارسال گروهی) .سریعا یک گروه تشکیل می شود که هرکسی بخواهد می تواند چیزی در ان بنویسد.و کلا دوستان شما باهم آشنا می شوند.و بعد هرچیزی بخواهند بهم می گویند.اسم گروه را عوض می کنند و متاسفانه شما هیچ چیز را نمی توانید مدیریت کنید.

واتس آپ: بیشتر شبیه وایبر است تا واتس آپ.متاسفانه زیاد باهاش کار نکردم.ولی بزرگترین خوبی اش نسبت به وایبر این است که وقتی یک ویدئو برای شما می رسد می توانید انرا براحتی و بدون مصرف پهنای باند برای دیگران فوروارد کنید.
این بود تجربه من در استفاده از برنامه های گوشی های هوشمند.





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox