اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.

اشتباه در قرارداد سه ماه

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
سه شنبه 12 اردیبهشت 1396-04:44 ب.ظ

امروزه رسم شده است که سازمانها وقتی می خواهند یک نیروی جدید استخدام کنند ، در ابتدا یک قرارداد سه ماه با فرد می بندند و بعد از سه ماه در صورت رضایت قرارداد را تا سر سال می بندند و یا یکسان تمدید می کنند.

این قراردادها عموما بعد از سه ماه تمدید می شوند ولی جدا از اینکه این قراردادها چه تاثیرات مثبت دارند می خواهم به یک اشکال این قرارداد ها بپردازم.



معمولا تمام سازمانها یکسری مزایای نقدی و غیرنقدی دارند که به مناسبتهای مختلف به پرسنل داده می شود.

عموما سازمانهایی که من دیدم قانون شان این است که این مزایا به افراد در دوره آزمایشی تعلق نمی گیرد. و قطعا استدلال شان این است که تکلیف این افراد مشخص نیست چرا این مزایا را به آنها بدهیم؟

جدا از اینکه معمولا این قرارداد ها تمدید می شود ، تعلق نگرفتن این مزایا به کارمندان یک اثر منفی بر روی ذهن و روان این افراد می گذارد و آنها را نسبت به سازمان سرخورده می کند.

اجازه بدهید بیشتر توضیح بدم :

می دانیم که تاثیر گذار ترین زمان برای یک فرد در یک سازمان همان چند ماه اول است. این چند ماه مشخص می کند که فرد چگونه در سازمان ادامه می دهد. عینک خوش بینی به چشم می زند. به سازمان نگاه مثبت دارد و در جهت منافع آن می کوشد و یا اینکه نسبت به سازمان بدبین و یا بی تفاوت است و در آن روزمرگی می کند و می رود در دسته غر غرو های سازمان.

همچنین این دوره حدودا یکی از پر انرژی ترین دوره های فرد است. و معمولا افراد در این دوره سعی می کنند تا می توانند توانایی های خود را نشان دهند و حتی ممکن است از خود فداکاری های زیادی هم نشان دهند.

درست در همین دوره شرکت و یا سازمان , فرد را جزو خود پرسنل خود حساب نمی کند و مزایا و هدایایی غیر نقدی و یا نقدی به او تعلق نمی گیرد و ا باید فقط بنشیند و ببیند که دیگران فقط می گیرند و به او گفته می شود انشاالله بعد از سه ماه.

درست است که این قانون درون سازمانی است ولی به نظر من این قانون باید تغییر کند. بخصوص برای کارمندان و پرسنلی که برای رشد شرکت استخدام شده اند.

بگذارید بیشتر توضیح بدم. در طول این سه ماه اکثر پرسنل استخدامی , مثلا پرسنل آی تی ،مالی ، فروش و غیره با حجم متناسبی از اطلاعات سازمان آشنا می شوند.

ممکن است رمزها و دسترسی هایی حیاتی و حساس را هم داشته باشند.

لذا این پرسنل دچار تضاد می شوند که اگر ما را می خواهند چرا مزایا تعلق نمی گیرد و اگر نمی خواهند چرا پس اطلاعات حیاتی و باارزش خود راد اختیار من قرار می دهند.

نتیجه گیری: قرارداد سه ماهه به نظرم باید برای نیروها حیاتی و مهم حذف گردد. و در صورتیکه حفظ می گردد نباید بهانه‌ای برای تعلق نگرفتن مزایا به پرسنل بشود.




نظام کارمندی

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
دوشنبه 11 اردیبهشت 1396-10:18 ق.ظ

تمدن موجب تغییر سبک ها و نظامهای زندگی می شود.

یکی ازین تغییرات و نظامها، نظام و روش استفاده از کار و خدمات دیگران است.

در گذشته یک نظام همکاری بود که بین اعضای یک خانواده و یا قبیله بود و کنارش یه سیستم برده داری.

البته یه نظام کارگر روزمرد هم احتمالا بوده. ولی بیشتر نظام کارمند ماهانه و دائمی اش مبتنی بر غلامی و اسیری و برده داری بوده .

کم کم و با رشد تمدن و شهرنشینی , و احتمالا مشکلات پیش آمده , نظام برده داری کمرنگ و کمرنگ تر شد و به جای آن کارگر روزمرد به کارگر ماهانه و سالانه و کارگر رسمی یا همان کارمند تبدیل شد.

شاید یک دلیل اصلی این بود که کارخانه ها آمدند و نیاز بود کارگران آموزش داده شوند و لازم بود که کارگران دائمی شوند تا هزینه کردن توجیه داشته باشه.

از وضعیت خارج خبر ندارم ولی در ایران که کارمند رسمی دارد منقرض می شود و کارگر قراردادی مد شده است.

اما اگر دقت کنیم کارگر و کارمند سنتی هنوز در ادامه سیستم برده داری است.

یعنی یک کارمند جدا ازینکه چقدر برای سازمان درآمد تولید می کند و یا سازمان چقدر سود می کند , یک حقوق ماهانه مشخص به فرد می دهد. لذا سیستمهای انگیزشی مثل کارانه و بهره وری و پاداش و پورسانت و مزایای رفاهی و غیره ایجاد شد.

به نظر من همانطور که امروزه برده نداریم و همه بابت کاری که می کنند حقوق دریافت می کنند (البته در بعضی ها برده داری خفیفی رایج است ) در آینده هم نظام کارمندی فعلی وجود نخواهد داشت. بلکه همه از درآمد سازمان سهیم هستند و اینگونه نیست که اختلاف عظیمی بین درآمد مدیر و رئیس با کارگر و کارمند باشد. اگر هم اختلافی هست بخاطر تفاوت کارکرد و بهره وری فرد است.

پس اگر نظام برده داری را بعنوان نظام سابق و نظام شراکتی را بعنوان نظام آینده ببینیم, شرکتها و سازمانها بین این دو هستند. هرچقدر پیشرو تر باشند به نظام شراکتی نزدیک تر هستند و کارمندان در درآمد سازمان سهیم تر هستند و هرچقدر مدیران متهجر تر و بی سواد تری داشته باشند , نظام درونی آنها برده داری تر است و مدیر بیشتر بصورت برده به افراد نگاه می کند.



PCI PA –DSS استاندارد امنیت داده های برنامه های پرداخت

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 10 اردیبهشت 1396-05:14 ب.ظ

PCI DSS توسط همه نهادهای درگیر در پردازش کارت پرداخت از جمله پذیرندگان ،پردازنده ها،بانک های پذیرنده، صادرکنندگان و ارائه دهندگان خدمات و سایر نهادهای درگیر در ذخیره ،پردازش و یا انتقال اطلاعات دارنده کارت و یا داده های حساس احراز هویت کاربرد دارد.




عصر بانک؛PA-DSS مخفف  Payment Application –Data Security Standard و استاندارد امنیت داده های برنامه های کاربردی پرداخت بوده و در راستای حفظ امنیت داده ها در نرم افزارهای کاربردی لازم است که این برنامه ها عملیات ذخیره سازی و پردازش و انتقال دو گونه داده شامل داده های دارنده کارت  (مانند نام دارنده کارت و PAN) و داده های احراز هویت (ماند اطلاعات شیار2و CVV2)کارت پرداخت را با پشتیبانی از استاندارد PA-DSS انجام دهند.

 

 

رعایت این استاندارد ها در محدوده زیر تعریف می شود:

 

 

Ø     توابع و اجزای پرداخت (End-to-End)

Ø     ورودی و خروجی

Ø     شرایط خطا

Ø     رابطه کاربر و ارتباط با سایر سیستم ها ،فایل ها ،برنامه های پرداختی

Ø     جریان داده های دارنده کارت

Ø     مکانیزم های رمز نگاری

Ø     مکانیزم های احراز هویت

 

 

ادامه مطلب

درد روانی

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
سه شنبه 5 اردیبهشت 1396-11:40 ب.ظ


یک روش درمانی تست شده برای کاهش درد کودکان، کتک زدن عامل ایجاد کننده درد است.

یعنی وقتی که بچه ای که از درد به خود می پیچد و گریه می کند نزد شما می آید و از بچه دیگری گلایه می کند، فقط لازم است بچه دوم را تنبیه کنید. سریعا گریه بچه اول یا آرام می شود یا به خنده تبدیل میشود.

بعید است اصلا دردی وجود نداشته باشد و همه اش فیلم باشد.

بلکه در اصل درد وجود دارد ولی بعد از تنبیه فرد مقابل دلشان خنک می شود و درد فراموش می شود.

در بزرگسالی هم همینطور است و وقتی کسی که ما را رنجانده است وقتی دچار بدبختی و مشکلی می شود دل ما خنک می شود ولی معمولا درد خاصی از ما خوب نمی شود. چون دیگر درد های ما هم زیاد است و هم مزمن شده است.

خوبی بچگی فراموشکاری است. حتی اگه دل بچه ها خنک نشده باشد خیلی زود فراموش می کنند لذا تبدیل به دردکهنه نمی شود.

ولی در بزرگسالی درد ها پشت سرهم و هر روز ایجاد می شوند و همواره تعداد دل خنک شدنها کمتر از دردهاست. لذا دردها مزمن می شوند. و لذا منشا خیلی از دردها روانی است و اگر بتوانیم روی‌ روان خود کار کنیم و دیگران را سریع ببخشیم خیلی از دردها در ما وجود نخواهد داشت.

#سعید_نوشت #حرفهای_خودمانی





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox