تبلیغات
قطره (ای از زندگی یک درگیر کامپیوتر) - دکتر سروش و بازرگان
 
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.

دکتر سروش و بازرگان

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
سه شنبه 12 بهمن 1395-12:08 ق.ظ


صحبتهای دکتر سروش رو در مورد بازرگان گوش می کردم.
عنوان مطلبش این بود که بازرگان در اسم بازرگان بود و در عمل بازرگان نبود
می گفت بازرگان یکی از انسانهای برجسته و بزرگ تاریخ معاصر بود. کسی که حدودا همه عمرش را برای ازادی و پیشرفت و علم اندوزی و بعنوان یک اندیشمند مسلمان گذراند و هرگز از دین برای دنیای خودش استفاده و یا سواستفاده کرد.
دکتر سروش می گفت که زندگی دکتر بازرگان یا اندیشه های دینی او سه قسمت داشت. یا سه دوره زمانی داشت. در دوره اول بازرگان تلاش می کرد که ثابت کند دین اسلام به درد زندگی دنیا می خورد. دین  اسلام می تواند دنیا را بسازد و مبتنی بر آن دنیای بهتری داشته باشیم .
دکتر سروش معتقد بود که دکتر بازرگان بعد از یه مدتی دید که خوب درسته که دین اسلام  می تواند دنیا را بساز ولی خوب بقیه دینها و اندیشه ها هم همین اعتقاد را دارند و در عمل انها هم نشان داده اند که می توانند دنیا را بسازند. پس در قسمت دوم عمرش تلاش کرد که ثابت کند که دین اسلام بهتر از اون دینها و اندیشه ها می تواند دنیا را بسازد. و سالها در این باب تلاش کرد.
دکتر سروش معتقد است که بازرگان در اواخر عمر موتجه شده بود که اشتباه کرده است و اصلا دین اسلام برای دنیا نیست
البته منظورش این بود که هدف اصلی دین ( دین اسلام ) روشن کردن زندگی اون دنیا و تعریف غایت اصلی زندگی در این دنیا برای بشر بودن است. حال در کنار این و اگر شما متوجه بشی که در اصل دین برای اون دنیا امده است و به اون دینا توجه کنید این دنیای شما هم ساخته می شود. اصطلاحا هدف کشاورزا از کشاورزی گندم است ولی خود بخود کاه هم فراهم می شود.
یعنی هدف اصلی دین دنیا نیست و بدون دین هم می شود دنیا رو آباد کرد و قوانین اجتماعی خوب نوشت و تولید کرد و دنیا را ساخت و اداره کرد.

این بود برداشت من از سخنان دکتر سروش





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox