تبلیغات
قطره (ای از زندگی یک درگیر کامپیوتر) - محافظه کاری
 
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.

محافظه کاری

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
شنبه 24 اسفند 1392-12:33 ق.ظ

زمانیکه  دبیرستانی بودم معمولا سرکلاسهای ریاضی ،فیزیک وگاهی شیمی و دینی با استاد ها زیاد بحث می کردم.اگر اشتباه می گفتند بهشون ثابت می کردم که اشتباه گقتن.
یادمه یکی از استادهامون  که خیلی باسابقه و مغرور بود نتونست در مقابل دلایل من جواب قانع کننده بده .لذا براشفت و گفت تو یعنی از همه ماها بیشتر می فهمی؟
یادمه که با استاد بی سواد فیزیکمون بحث کردم.نتونست جواب قانع کننده بده و گفت دیگه سرکلاس من نیا.منم رفتم یه دبیرستان دیگه.
اون موقع ها اساتید نمی توانستند نمره من را کم بدهند.یادم هست استاد شیمی ما یه ترم نیم نمره به من کم داد( شدم 19).بخش ثابت کردم اشتباه کرده.ترم بعد نمی نمره بهم زیاد داد( شدم بیست).

ولی تودانشگاه دیگه اینطوری نیستم.وقتی می بینم استاد اشتباه می گه نهایتا یه ایراد وسوال کوچولو می کنم.اگه اصلاح کرد که کرد.اگه نکرد به روی خودم نمی ارم.و زیر سبیلی رد می کنم.

شاید مودب تر  شده ام.
شاید توقع ندارم استاد ها به اندازه کافی سواد داشته باشند.
شاید می ترسم نمره منو آخر ترم کم بدهند و من دستم به هیچ جا بند نباشد.
شاید دیگر حوصله بحث کردن ندارم.
شاید  به سواد خودم  اعتماد ندارم.

شایدم محافظه کار شده ام و جمیع این چیزها را لحاظ می کنم.





درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox