تبلیغات
قطره (ای از زندگی یک درگیر کامپیوتر) - یه رویا
 
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری ،همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای بالا برود.

یه رویا

نوشته شده توسط :سعید كلانتری
یکشنبه 3 اردیبهشت 1391-03:36 ب.ظ

اقسام مواد منفجره از نظر حساسیت

1 – مواد حساس : موادی هستند که بر اثر کوچکترین تحریک عوامل اصلی انفجار ، منفجر میشوند(اینگونه مواد در چاشنیها بکار میروند .مانند (فولمینات جیوه ، نیتروگلسیرین و...)از این مواد در چاشنیها و ماسوره ها بعنوان شروع کننده انفجار استفاده میشود.

2 – مواد نیمه حساس : موادی هستند که با فشار،ضربه و حرارت منفجر میشوند و جهت انفجار به موج انفجار نسبتا ضعیفی نیاز دارند. مانند RDX ) ،پتن )از این مواد بعنوان خرج ثانویه در چاشنیها ،خرج کمکی و خرج اصلی در بعضی مینها استفاده میشود.

3 – مواد غیر حساس : موادی هستند که برای منفجر شدن به موج انفجار نسبتا قوی احتیاج دارد که این موج انفجار حاصل از مواد نیمه حساس میباشد و اگر از مواد نیمه حساس استفاده نکنیم به مقدار زیادی مواد حساس نیازمندیم مانند (دینامیت ، خرج C4 ، TNT ) از این مواد بعنوان خرج اصلی انواع مهمات استفاده میشود.


برای انفجار مواد منفجره غیر حساس که اصل مواد منفجره استفاده ونده در بمبها و سلاحهای جنگی است از موج انفجار استفاده می کنند.وبرای ایجاد این موج انفجار از چاشنی که یک ماده منفجره حساس یا نیمه حساس است استفاده می شود.
نکته مهم :اگر موج انفجار به یک بمب یا موشک یا هر گلوگه جنگی دیگر برسد و به اندازه کافی قوی باشد انرا منفجر می کند.

به ادامه مطلب مراجعه نمایید


درست بعد از فتح فاو توسط ایران در سال 65 کشورهای غربی متوجه قدرت ایران شدندو دیدند اگر دیت روی دست بگذارند بزودی ایران پیروز این جنگ خواهد بود واین می تواند موجب شکست تمام نقشه های انها بشود .بهمین خاطر شروع به تجهیز عراق به انواع جنگ افزارهای مدرن و بخصوص هواپیماهای کارامد شدند ه موجب شد کم کم برتری هوایی در جنگها متعلق به عراق شود.هواپیماهای ایران هم که همه غربی بودند از نبود قطعات یدکی رنج می بردند که این موجب زمین گیر شدنشان شده بود.در این بین  و درست زمانیکه صدام کم کم داشت به قدرت نظامی هوایی خود می بالید و خوشنود بود که هرجای ایران را که بخواهد می تواند بمباران کند ناگهان جاسوسان خبر دادند که ایران مشغول ساخت دو یا سه سایت ضد هوایی خاص و بسیار محرمانه و جاسوسی استو امید دارد که به وسیله انها تمام هواپیماهای عراقی را نابود کند.جاسوسان اطلاعات دقیقی نداشتند ولی چیزهای مبهمی که شنیده بودند و یا امیدهایی را فرماندهان نظامی به مقامات داده بودند را منتقل کرده بودند.این گزارشات بایگانی شد.

صبح روز 12 بهمن سال 65 ،4 بمب افکن عراقی به سمت ایران تیک اف کردند تا به اصطلاح جشن دهه فجر را به کام ملت و دولت و حکومت کوفت کنند.بعد از ورود به اسمان ایران چهار بمب افکن ناپدید شدند.نسبتا بی هیچ تماس رادیویی و برنگشتند.دوتا شکاری و یک هواپیمای شناسایی برای یافتن اثری از انها به آسمان ایران رفتند که هواپیمای شناسایی برگشت ولی شکاری ها هم برنگشتند.
هواپیمای شناسایی اعلام کرد که دوهواپیمای شکاری را تو رادار می دیده که یهو غیب شدند.
از ان روز به بعد هر هواپیمای بمب افکن و یا شکاری و یا جنگی که وارد اسمان ایران می شد بر نمی گشت.
***************************

در 22 بهمن ایران رسما  اعلام کرد که از سلاح جدیدی پرده برداری کرده که توسط مهندسان داخلی ساخته شده و دیگه بعد از این هیچ هواپیمای جنگی دشمن نمی تونه وارد خاک ایارن بشه و تا بهحال یعنی از 12 بهمن که بصورت ازمایشی مشغول به کار شده تا بحال 45 هواپیمای عراقی رو شکار کرده و طوری هواپیما رو می زنه که خلبان هم نابود می شه و فرصت برای خروج پیدا نمی کنه.

این اخبار قبلا بطور نیمه رسمی از طرف عراق به شوروی به عنوان متحد اولش اعلام شده بود و امریکا هم کم و بیش نگران بود ولی با اعلام رسمی این خبر تزس و وحشتی بیشتر از قبل بر دل خلبانان عراقی نشست چون واقعا کسی از سرنوشت خلبانانیکه در این چند روز سقوط کرده بودند اطلاعی نداشت.

دیگر هر خلبانی می خواست وارد اسمان ایران بشود وصیت نامه اش رو جدی می نوشت و بر هم نمی گشت.فقط معمولا هواپیما های شناسایی که می رفتند بر می گشتند( هواپیماهای شناسایی در ارتفاع بالا پرواز میکنند و هیچ سلاح و موشکی ندارند.حداکثر مسلسل استاندارد هواپیما را دارند و فقط عکاسی می کنند و به هیچ عنوان درگیر نمی شوند)

عکسهای شناسایی از پایگاهای جدید و فوق سری هیچ سلاح خاصی را نشان نمی داد فقط نوعی انتن خاص را در این پایگاهها نشان می داد که احتمالا رادار های جدید ایران بودند و لی موشک خاصی دیده نمی شد.تنها نظریه ای که بود استفاده از لیزر بود که دو ابر قدرت بزرگ نمی دانستند ایران چگونه این توانایی را یافته است.

روحیه نیروهای ایرانی به شدت قوی شده بود.جالب این بود که موشکهایی هم که عراق به سمت شهرهای ایران شلیک می کرد در هوا شکار می شد.اسمان ایران امن شده بود و هواپیماهای ایران فقط برای بمباران خطوط جبهه و یا اهداف نظامی عراق بلند می شدند.
در جبهه های جنگ به علت شدت گرفتن روحیه نیروهای ایرانی ایران پیشروی های خوبی کرده بود.و بصره محاصره شده بود.
متحدان عراق از پیروزی جنگ توسط عراق نامید شده بودند و تعدادی از کشورها به ایران متمایل شده بودند.
همه قدرتها دنبال این بودند که بفهمند این سلاح جدید ایران چیست و چگونه کار می کند.چندین حمله بزرگ کوماندویی و جاسوسی به این پایگاه های فوق سری دفع شده بود.اسم تمام پرسنل محرمانه بود و خودشون و خانواده هاشون به شدت محتافظت می شدند.گفته می شد یک پاسدار با نام مستعار مهندس سعید زنده پشت این قضیه بود  که از سال 62 روی این پروژه کار کرده بودهیچ عکسی از اون نبود و شحصیتی مثل سایه داشت می گفتند اگه ببینیش حس می کنی قبلا دیدیش وهمه جا هست و هیچ جا نیست و از این شایعات و دیگر هیچ.

تا اینکه در اوایل بهار سال 66 اتفاق جالبی افتاد.
عراق که تا اون تاریخ بیش از 100 هواپیما از دست داده بود که هیچ کدوم برنگشته بودند تصمیم گرفت یک حرکت انتحاری کند.
با توجه به اینکه هواپیما های شناسایی برمی گشتند قرار شد چهار اسکادران شکاری و بمب افکن در کنار هم به سما یکی از این پایگاه های شناسایی شده حرکت کنند و تلاش کنند تا انها را بمباران کنند بعد چهار هواپیمای شناسایی هم در پشت انها حرکت کنند.اگر موفق شدند که هیچ .در غیر این صورت حداقل هواپیماهای شناسایی برگردند و بگویند چه دیده اند و چگونه این هواپیماها در اسمان شکار می شوند؟؟؟ 
و از شکار این هواپیماها عکس بگیرند.

*****************************************************



عراق دیگر خیلی هواپیما نداشت.شوروی تهیه تعدادی از این هواپیما ها را تقبل کرد.البته به شرطی که بصورت کامل در پروژه مشارکت داشته باشد و اطلاعات را کامل در اختیار داشته باشد.

پروژه بسیار سری بود.مشکل تهیه هواپیما ها حل شد ولی مشکل بزرگ تر این بود که خلبانی برای این پرواز پیدا نمی شد و خلبانی حاضر نبود و هرکی به روشی سعی می کرد از این این کار در برود.در نهایت با چند سخنرانی انقلابی و تهدید و تطمیع و روشهای مختلف بالاخره خلبانها حاضر شدند.

صبح روز 13 فروردین 15 فروند هواپیمای بمب افکن تا دندان مسلح و 8 فروند هواپیمای شکاری جنگنده و 4 فروند هواپیمای شکاری به سمت اسمان ایران حرکت کردند و قرار شد تا لحظه به لحظه از طریق یک فرکانس خاص و بصورت رمزنگاری شده به پایگاه گزارش بدهند.
بعد از ورود هواپیما ها به اسمان ایران خلبان یکی از هواپیماهای شناسایی اعلام کرد که سیگنالهای رادار ایران ما را شناسایی کردند و بعد از مدت کوتاهی یهو فریاد زد وای خدای من.چه جهنمی .بعد اعلام کرد که ما دچار نقص فنی شدیم و هواپیمایش در نهایت سقوط کرد.از 27 هواپیمای اعزام شده یک هواپیمای شناسایی توانست همراه با نقص فنی به اسمان عراق برگردد که انهم قبل از فرود اضطراری سقوط کرد ولی خلبان توانست با موفقیت از هواپیما خارج شد.خلبان فوق اعلام کرد:
بعد از اینکه وارد اسمان ایران شدیم حدود 20 کیلومتر وارد شده بودیم که دستگاهها شدت امواج رادار ایران را در حد مطلوب و شناسایی اعلام می کردند که ناگهان تمام هواپیماهای جلوی ما چه بمب افکنها و چه شکاری ها یک هو منفجر شدند.کل اسمان پر شد از ترکش و اتش .هیچ نور لیزری دیده نشد. هیچ موشکی هم رو هوا نبود.

اتفاق جالب دیگری که همزمان افتاد این بود که من که جلو نشسته بودم دیدم قسمت جلو هواپیما کهتیربار هواپیما بود یهو منهدم شد انگار کل تیرهای جنگی اون تو باهم شلیک شدند.بهمین خاطر هواپیما از کنترل خارج شد و ما تونستیم به زور فقط دور بزنیم و بعدش دیگه مجبور شدیم بپریم بیرون.
خلبان ادامه داد که کمک خلبان من همیشه یک دونه کلت برای روز مبادا با خودش داشت که اگر یه وقتی هواپیماش سقوط کرد بوسیله اون از خودش دفاع کنه تا اسیر نشه ولی در همین موقع کل فشنگهای اون کلت هم با هم شلیک شدند طوریکه وقتی داشتم اجکت می کرم صدایی ازش نمی امد.فکر کنم مرده بود.تازه ادات حساس عقب هم بر اثر این تیرها از کار افتادند و اونم مزید علت شد.
سه تا هواپیمای شناسایی دیگه هم فکر کنم با مشکلات شبیه ما مواجه بودند البته فکر کنم ترکش این هواپیما های ترکیده هم بهشون خورد.اخه ما از همه عقب تر بودیم و فرصت فرار بهتری داشتیم که اونم با ترکیدن جلوی هواپیما نشد.

کارشناسان روس و عراقی ها خیلی بررسی کردند.نهایتا با کنار گذاشتن همه اطلاعات موجود و اطلاعات جاسوسها به به این نتیجه رسیدند که یاران توانسته موج انفجار ایجاد کند و انرا به سمت هواپیما ها ارسال کند.که این موج موجب اتفجار بمبها و گلوله های هواپیما ها می شد که موجب نابودی هواپیما می شد.
و علت اینکه تا بحال هم با هواپیماهای شناسایی کاری نداشته ارتفاع بالای پروازی اونها بوده و اینکه توان و قدرت کافی برای ارتفاع بالا نداشته اند.

کمی و بیش اطلاعات و مطالبی به امریکایی ها هم درز کرده بود ولی انها پیش دستی کرده و در اقدامی غیرمنتظره یک هیات رابصورت مخفیانه همراه با یه بسته پیشنهادی به ایران اعزام کردند.امریکایی دوخواسته داشتند اولا همکاری و گرفتن اطلاعات در مورد این سلاح جدید .دوما حداقل یک تضمین که اطلاعات این سلاح جدید به کشورهای رقیب امریکا فروخته نشود.
در قبال یکی از این دو خواسته خاضر بودند
1- کل اموال توقیف شده ایران را ازاد کنند.
2- هرنوع سلاح و هواپیماو جنگ افزار به ایران بدهند.
3- ایران را دوست اول خود در منطقه کنند.
4- اسرائیل را مجبور به قبول شروط ایران کنند.
5- هر نوع همکاری با ایران در موردجنگ با عراق انجام بدهند و پیروزی ایران را تضمین کنند.( لازم شد سلاح و نفرات به ایران بدهند)
6- صنعت  کارخانجات ایران را بازسازی کنند
و ....

*************************************************

پیشنهادات امریکا بسیار خوب بود بهمین خاطر مسئولین ایرانی تصمیم به مذاکره گرفتند وبهمین خاطر هیات امریکایی در یک هتل بصورت مهفی اسکان داده شدند و قرار شد با آنها مذاکره شود.
ولی شب هنگام عده ای که لباس شخصی با ریش و چفیه و ... هتل را محاصزه کرده و شعارهای ضد امریکایی دادند و تقاضای اخراح امریکایی را نمودند.
اوضاع کمی پیچیده شد.هیات امریکا یی بی سر و صدا از ایران خارج شد و همه چی تکذیب شد تا بعد.
امریکایی هم رفتند سراغ ساخت  هواپیماها و موشکهای رادار گریز.چون اگه ایران متوجه ورود این هواپیما ها و موشکها به درون خاک خودش نشه که نمی تونه این موج انفجار رو بسمتش هدایت کنه.

در جبهه وضعیت همچنان بطور نسبی به نفع ایران بودو.البته متحدان عراق سعی می کردند انرا به قوی ترین تجهیزات مسلح کنند ت توازن قوا برقرار شود و جنگ همچنان فرسایشی باشد.از جمله سلاحهای شیمیایی.

مهندس زنده می خواست این دستگاه را عملیاتی تر کند وانرا به نوعی در خط مقدم جبهه به ان سلاح تهاجمی به کار بگیرد تا بوسیله ان سلاحها ،تانکها و توپهای دشمت را از راه دور نابود کند ولی مشکل توان مصرفی بسیار بالای این دستگاه بود که این کار را غیر ممکن می ساخت.در یاده انقلابی دیگری توانست دستگاه را سوار یک هواپیمای باری -نظامی C130 هرکولس نماید.
فقط مشکل مصرف برق و توان بود.یک ژنراتور قدرتمند نیز سوار هواپیما شد.بعلت اینکه مصرف برق بالا بود و انرژی کافی را نمی توانست ژنراتور بدهد همچنین دستگاه در سایز کوچکتری ساخته شده بود هواپیما مجبور بود در ارتفاع پایین پرواز کند.در بهترین تستی که گرفته شد هواپیما توانست از ارتفاع دوهزار متری کل مینهای یک  میدان مین را بصورت کامل منفجر و یا به نوعی خنثی کند.که البته باز خودش پیروزی بزرگی بود.

به نیروهای عراقی خبر رسید که ایران می خواهد در شب 3 خرداد سالروز ازاد سازی خرمشهر عملیات بزرگی را در قسمت جنوب برای ازادسازی بصره انجام دهد .خبر از منابع مختلف  تایید شد.بهمین خاطر نیروها و مهمات زیادی در قسمت جنوب مهیا شدند و تجمع کردند.که این برای ایرانی ها حالت مطلوب بود.
در شب سه خرداد قبل از نیمه شب فرماندهی اطلاعات عراق گزارش نیمه تایید شده ای داشت مبنی بر اینکه نیرهای ایرانی دارند چند کیلومتر عقب نشینی می کنند .البته این عقب نشینی تاکتیکی است.یعنی فقط جنگ افزارها و ادوات را می برند والا جایی که می روند نه سنگری هست و نه حاکریزی.همچنین استحکامات اینجا را هم خراب نمی کنند.توپخانه هم که همیشه عقب تر از خط مقدم است هم عقب نبرده اند.
انگار دارند می روند عقب تا دور خیز کنند و بدوبدو بیایند جلو. جاسوسان گفتند که به نیروها اعلام شده می رویم عقب بعد حمله می کنیم می رویم جلو.

عراقی ها هرچه فکر کردند نفهمیدند این چه تاکتیکی است ولی در هر صورت ترجیح دادند بجای انجام هر حرکت نسنجیده ای صبر کنند تا ایرانی ها حمله کنند.

یک مرتبه حدود ساعت 2 شب که بود کل بسیم چی هایی که در خط مقدم جبهه بودند شروع کردند به اعلام یک خبر :
اینجا جهنم شده.همه چیز دارد منفجر می شود.
صدای اکثر بیسیم چی ها معمولا بعد از این خبر قطع می شد. تکو وتوکی هم که باقی مانده بودند می گفتند که صدای  چند هواپیما می اد و همه چیز منفجر می شود.زاغه مهمات.گلوگه های توپ و تانک.تعدادی از تانکها.تمامی فشنگهایی که سربازان دارند.اکثرا مرده اند و ماهم داریم فرار می کنیم.شبح شیطان بر روی جبه ما افتاده .
ولی بیسیمهای ایرانی می گفتند : ابابیلها عملیات را اغاز کردند.

نیروی هوایی وارد عمل شد.رادارها چند هواپیما را در ارتفاع پایین گاهی نشان می دادن و لی تعدا زیادی جنگنده ایرانی بر فراز خطوط مقدم بودند که از نزدیک شدن هر هواپیمایی جلوگیری می کردند.کلیه سایتها پدافند هوایی نزدیک خط هم دچار همان اتفاق انفجار خود بخود شده بودند.

متحصصین و کارشناسان ارشد سریع متوجه شدند که چه فاجعه ای رخ داده و ایران به چه توانایی رسیده است ولی قبل از اینکه بتوانند کاری و چاره ای بیندیشند وایرانی ها بیش از 100 کیلومتر پیشروی کرده بودند.ایرانیها از بصره گذشته بودند ولی برای نفوذ به داخل ان خیلی اقدامی نکرده بودند.که صبح نتیجه ان معلوم شد.

تا صبح اکثرمدافعین شهر با دیدن انفجارهای شدید و پی در پی در حطوط خودی و شنیدن شایعه حمله ابابیلها شهر را ترک کرده بودند.
و صبح با قیام شیعیان بصره ،بصره به تصرف نشیعیان طرفدار ایران افتاد و ایت الله حکیم بر مسند حکومت نشست و تاسیس جمهوری اسلامی عراق را نمود و فعلا بصره را پایتخت قرار داد و اعلام کرد بزودی اعضای دولت را مشخص می کند .این حرکت موجب اشفته شدن اوضاع شد.

حملات شبانه ابابیل ها،فرار و تسلیم سربازان و افسران عراقی و شورشهای مردمی موجب شد که ایران در 10 خرداد سال 66 به دیواره های بغداد برسد.
همزمان صدام حسین سعی کرد با یک هواپیمای نظامی به ترکیه و از انجا به شوروی فرار کند که هواپیمایش  توسط میگ سرهنگ جاسم کرار - یک بعثی دواتشه که برادر خود به جرم فرار از جبهه اعدام انقلابی کرده بود- به جرم فرار از جنگ ساقط شد و کشته شد.
جاسم کرار که می دانست جایی برای فرود ندارد از هواپیمایش اجکت کرد تا بتواند با ایرانیها بجنگد ولی توسط کردها مخالف حکومت عراق دستگیر شد و بعدا تحویل ایران شد.از سرنوشتش اطلاعی در دست نیست( اخه از یه طرف صدام رو کشته و دمش گرم.از طرفی بخاطر دوستی با ما که این کارو نکرده)


جنگ تحمیلی و دفاع مقدس تبدیل به پیروزی بزرگ شد و اینکه ما بعدش چه کردیم و رفتیم قدس رو ازاد کردیم یا نه .دیگه بعهده تخیل خودتون.

پی نوشت : درسته ظاهرا خیلی تخیلی است.هنوز بشر نتونسته موج انفجار  رو بصورت مصنوعی تولید کنه و این موج  محدودیتهایی داره.مثلا وقتی یه نارنجک روی یه تانک می ترکه موجش نمی تونه گلوله های توی تانک رو منفجر کنه.ولی اگه روزی بشر بتونه موجی با خاصیت موج انفجار بسازه که مانند امواج رادیویی و موبایل قدرت نفوذ به دال ساختمان و تجهیزات رو داشته باشه همه این اتفاقها می تونه واقعی بشه.






درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox